تبليغاتX
!!!خبر های داغ فرزانگان،صالحین،بهشتی!!!
این وبلاگ با هدف وصل کردن مدرسه ی فرزانگان و صالحین و بهشتی تاسیس شده!
به به ،چی شده اینجا!! خیلی وقت بود من اینجا نیومده بودم بابا ایول..............

 یه خبر توپ دارم که اول اینو بگم بهد برم سراغ بقیه چیزا.....................

البته این خبر و  که میدونم همه شنیدن ولی خب گفتنش اینجا ضرر نداره   قراره تو بهمن بریم اردو !! گفته ها و شنیده ها حاکی از اینه که تمام بکس فرزانگانبرای اردو  پا یهََ ن ، وای چی میییییییشه!!!!!!! و از همه مهمتر این که قراره به جای اقامت در یک فرزانگان(احتمالا فرزانگان شیراز) به هتل بریم... آخه سری قبل که اردو قم رفته بودیم و در  مدرسه اقامت داشتیم یکم  خیلی  سخت گذشت!! این دفعه دیگه نمیزاریم اونجا ببرنمون.........

خب اینم از اولین خبر من ... من کار خودمو با یه خبر خوب شروع کردم..... امیدوارم همیشه همینجوری باشه....

إإإإإإإإإإإإإإإإإإإ داشت یادم میرفت !! اتمام امتحانات رو تبریک میگم بالاخره هرچی بود با تمام سختی ها و بی خوابی ها و .......... تموم شد!! وای من چقدر خسته شدم!! به هر حال آدم هرچی زحمت بکشه نتیجه میبینه... من که راضیم..

 

آها!! حتما تا حالا دیدین که همیشه چیزای مهم رو میزارن آخر سر میگن... مثل این فیلمای tv که همیشه جای مهم رو میزارن آخر فیلم نشون میدن یا اینکه قبل از اون 35دقیقه تبلیغ میدن!!!

حالا منم میخوام همین کارو بکنم میخوام یکم بپیچونم بهد بگم......  نه خب دلم نمیاد بازدید کننده ها رو اذیت کنم (وای من چقدر مهربونم)

خب اینا همش شوخی بود........ به خاطر عوض شدن جو یکم شوخی لازمه دیگه!!!! إإإإإإإإإإإإ چرا ناراحت میشی؟!! بابا سرکارت نزاشتم به خدا !!! خب الان میگم::::

 

 

Beheshti Guy به وبلاگمون خوش اومدی  میدوارم بتونیم همکارهای خوبی باشیم

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 0:28  توسط girl of farzanegan  | 

همین الان داشتم با girl of farzanegan  تلفاّ (از نظر زبان فارسی تلفنی بهتره) حرف میزدم ازش قول گرفتم که بعد از امتحانات بیاد آپ کنه شما شاهد باشیناااااااااااااااااااااااااااا اگه نیومد دیگه من میدونم و اوووووووووووووووووووووووون!!!

 

مخاطب این یه پاراگراف فقط    girl of farzaneganِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ  

girl of farzanegan   دلم خیلی برات تنگ شدهبیا دیگه miss شدم برات ، آخیییییییی !! یادش بخیر !!! دیگه اون روزای خوب برنمیگرده!! دیگه تموم شد!!! تو یه ور!! من یه ور!! بیچاره اون معلم!! (بو.....) (میدونی کیو میگم که؟!) چه زجری کشید بنده ی خدا  با ما سه تااااا!! البته آخرش تلافی کرد خب جوونیه دیگه!! نمیشه که همش سر کلاس آروم باشیم!! میشه؟!(Tag Q)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 14:48  توسط    | 

امروز جلو در مدرسمون (صالحین) تصادف شد البته خیلی جدی نبود ، یه سمند و  پیکان (سرویس مدرسه) با هم تصادف کردن . حالا تصادف اونا به ما ارتباطی نداشت تیکه ی جالبی که میخوام براتون بگم اینه!!!:: معاونای مدرسه پیله کرده بودن میگفتن اون سمند قبل از تصادف اینجوری بوده!!! (ماشینش فرورفته بوده) حالا ما رو بگی!!!! از خنده ترکیده بودیم!!! به قول یکی از دوستام اینا امروز شدن خانم  مارپل   خلاصه جاتون خالی!!! آخره سوژه بود!!!

امروز بالاخره من یه امتحانم و خوب دادم   فکر کنم این تنها نمره ی کامل کارناممه!!!  خب تقصیر من چیه!!! تقصیر این معلماس با این امتحان گرفتنشون!!!نه.نه. !! اصلا تقصیر این مدیرٍ که فرجه نمیده به ما!! نه.نه. تقصیر آموزش و پرورش که نمیذاره مدیر فرجه بده!! نه فکر کنم تقصر اونا هم نیست!!! ای بابا!! پس مقصر کیه؟!! لابد آخرشم بر میگرده به دانش آموزای بیچاره !!!

امتحان عربی رو تقریبا نصف بیشتر ه بچه ها گند زدن!! آره گند زدن!!! خب خودتون و بزارین جای ما!! ساعت ۱۰-۱۲ فیزیک امتحان بده!! فرداش بیا عربی بده!! اونم امتحان خانم پل !! جالب اینجاس به هرمعلمی که میگی وقت ندارم میگه خب خانوم  شما روزی نیم ساعت !! فقط نیم ساعت قبل از خوابت و  بزار واسه این درس!! آخه فکر کن!!! معلم عربی میاد اینو میگه!! حسابان هم همینو میگه!! زبان و هندسه و جبر و .................. همه همینو میگن!!! آخه میخوام بدون ما چه ساعتی باید بریم بخوابیم که این همه نیم ساعت بشینیم اینا رو بخونیم !!! خب آدم مشکلشو به کی بگه!!! چرا هیچکی نیسست این مشکلاتو حل کنه؟!! اون وقت میگن جوونا چرا معتاد میشن!! چرا X میزنن!

بقیش باشه برای آپ بعد!! من دیگه خسته شدم!! فقط به عنوان آخرین مطلب اینو بگم که::: میدونم اینا مشکلات همه ی دانش آموزاس!!! هیچ راهی هم براش نیست!!! ما باید سعی کنیم خودمون سازگاری پیدا کنیم

خوب درس بخونین

تا آپ بعد بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 15:5  توسط    | 

                   

         

 

        

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:24  توسط    | 

یه خبر داغ و باحال و توپ و .....................................

امتحان ۴شنبه لغو شد!!!!!

به خاطر پرزیدنت احمدی نژاد که قراره ۳ شنبه بیاد اهواز امتحان ما لغو شد حالا حتما میگین به ما چه ربطی داره که امتحانمون لغو بشه یا نه!؟!  خب یکم صبر کنین الان میگم چرا!!! حولم  نکنین خب میگم الان  .::: به خاطر اینکه مدیر محترم تصمیم گرفتن که ما به نمایندگی از صالحین  بریم مصلا (نمیدونم املای مصلی درسته یا نه  شاید مسلی درست باشه!!! حالا گیر ندین دیگه!!!!) حالا اینکه کی میره مصلی کی نمیره اون بماند!!! مهم اینه که امتحان لغو شد!!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 13:16  توسط   | 

این یه عکس هنری از میز معلم!!!!

                            گلدون و ببین هدیه ی روز دانش آموزه!!!

خب یکم توضیحات راجب به عکس::

اون گلدونی که رو میز میبینین رو برای روز دانش آموز ،خانم امیر غلامی زحمت کشیدن برا کلاس خریدن (البته اگه بگیم روز کلاس بهتره!!)

اون پوشه بنفشه هم دفتر نمایندس!!(حضور و غیاب و از این چیزا.....)

آها!!! حالا اگه گفتین اون پنجره رو به کجا باز میشه؟!!!!!! به سمت حیاط خلوط مدرسه ی خودمون که پشت اون حیاط دبیرستان پسرونس البته اون پنجره اصلا باز نمیشه!!!! میدونین چرا؟!! چون مسئولین مدرسه زحمت کشیدن جوشش دادن 

دیگه بقیه عکس هم که ماژیک و صندلی و این چیزاس که توضیح نداره

راستی من شنبه امتحان دارم برام دعا کنین!! ممکنه تا بعد از امتحاناتم آپ نکنم ولی سعی میکنم آپ کنم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 11:47  توسط    | 

یه نتیجه ی اخلاقیه مهم میشه از انتخاب شدن آرزو خانوم گرفت:::::
اینکه اگه خواستین کاندید بشین حداقل 1 سال برین تو آسمانه کار کنین !!!  (توجه::لباس عروس که دیگه از مد افتاد، برین کافی نت بزنین اونجا) مطمئن باشین از رای یه لشکر بسیج یا سپاه موثر تره   !!!!

من تضمین میکنم اینجوری حتما درمیاین!!! میگین نه؟!! امتحان کنین.... با تضمین ۱۰۰٪ من!!

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 18:2  توسط    | 

چه بارونی بود!!! همه جا پر از آب بود!! مدرسمون که شبیه دریا شده بود!!! ما هم وسط یه جزیره گیر افتاده بودیم نصفه بچه ها اینور ، نصفی اونور حیاط بودن!! ما کلی ذوق کردیم گفتیم امروز تعطیلیم دیگه!!ولی به قول بچه ها زهی خیال باطل یه سری از بچه ها (بچه زرنگا) همون اول برگشتن!! ولی ما اومدیم برگردیم که آقای حویزاوی گفت برید تو (با عصبانیت)!!!! من فکر نمیکردم امرود خانم حویزاوی رو مدرسه ببینم  خودتون که میدونین چرا میگم.............؟!! ولی بر خلاف تصور من و همه ی بچه ها اولین کسی که اونجا اومده بود خانم حویزاوی بود!!! همه ی ما رو به زور با سرویس هامون بردن تو مدرسه!!! (اینقدر آب بود که همینجوری نمیشد بریم تو) میخواستم چند تا عکس بگیرم بزارم تو وبلاگ ولی متاسفانه امروز انگار تو مدرسه قحطی موبایل یا دوربین بود! امروز دبستان و راهنمایی هم تعطیل بود!!!!!!!!!!!!!! پارسال هم یه همچین موضوعی پیش اومده بود . خیلی از بچه ها برگشتن و خیلی ها هم مثل من موندن تو مدرسه! راستی تا یادم نرفته بگم :::: امروز به اکثر اون افرادی که نیومدن تلفن زدن گفتن باید همین الان بیاین مدرسه!!!!(اگه من بودم عمراً نمیومدم!!) ولی بچه ها اومدن!!!البته بعضیاشون! لباس همه ی بچه ها خیس بود!!! یکی از معاونها مقنعش خیس بود درش آورد با چادر بود تو مدرسه تا خشک بشه!! خلاصه اوضاع افتضاح بود!!!! حالا از همه ی اینها گذشته ،،، حتی فوق و الهاده هامون رو هم تعطیل نکردن به قول معلم تاریخمون:::: دیگه حسابی نقره داغمون کردن!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:44  توسط   | 

من فراموش کردم تو آپ قبل یه چیزی رو بگم برای همین قصد دارم تو این آپ بگم::::

اگه من یه کاره ی این مملکت بودم قبل از انتخابات ۱ روز مهلت میدادم که همه ی پوستر ها و تبلیغاتی که کاندیدا ها به در و دیوار خونه ی مردم و یا مدرسه ها و بقیه جاها زدن در بیارن!! و اگه کاندیدی این کار رو نکرد از انتخابات محرومش میکردم!!!!!!!!! 

حالا در و دیوار خونه ی مردم به درک!!!!!!!!  روی تابلو های راهنمایی و رانندگی هم پوستر هاشون رو زدن!!!!

آخه یکی نیست بگه کاندیدی که اینقدر شعور نداره که بفهمه این تابلو های راهنمایی رانندگی رو برای نصب پوستراشون نزاشتن ، پس فردا که نماینده مجلس شد چیکار میخواد براتون بکنه؟!!!!!!

البته ببخشید که یکم تند رفتم!!! ولی اینه نظرات منه!!! عقاید منه!!!

من یه شعار خوندم روی یه پوستر که نوشته بود:::

۴سال وقت کمی نیست ، امیر کبیر در ۳ سال جاودانه شد

من اگه آدرس اون نماینده رو داشتم حتما تاریخ  معاصر سال سوم رو براش میفرستادم!! به خاطر اینکه اون آدم کاندیدای شورای شهر بود!! حالا فرض رو بر این میزاریم که ایشون در بیان تو انتخابات!!!در طول۴ سال که هیچی !! تو ۱۴ یال هم نمیتونه جاودانه شه!!! آقای ...... (ترجیح میدم اسم نیارم) امیر کبیر نخست وزیر کشور بوده!!!! نه نماینده ی شورای شهر اهواز!!!!!!!!!!! اختیارات نخست وزیر اون هم در زمان حکومت پادشاهی بسیار فرق میکنه با اختیارات نماینده شورای شهر!!!!! 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 11:39  توسط   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 10:43  توسط   | 

 
example: